نشکن نزن فقط برو
من خودم این گوشه د ر آیینه ی تنهاییم شکستم
قضاوت با وجدان گلدان
از او بپرسید
از او
چشمانم چقدر رزش را آب داد
نه نزن
من که زده ی زمخت ترین زخم های چشمان زنبوری ات شدم
برو غریبه
غربت دلم غرورت را غم انگیز می کند
نشکن نزن فقط برو
12:19 | مصطفی ملک |
